این مطلب تا کنون 1635 بار خوانده شده است
پنجشنبه، 20 اسفند 1388 | مکانیک مدارهای فضایی، در جستجوی مرکز عالم |
| |
 | علم مکانیک مدارهای فضایی، بخشی از دانش فضایی است که به بررسی حرکت اجرام سماوی اعم از طبیعی و مصنوعی تحت اثر مستقیم گرانش سایر همسایگان فضایی خود میپردازد. برای درک صحیح این علم باید به صدها سال قبل برگردیم، یعنی به زمانی که یافتن مدلی صحیح جهت پاسخگویی به چگونگی حرکت اجرام منظومه شمسی نسبت به هم بزرگترین هدف اندیشمندان آنروزگار بوده است. |
|
| علم مکانیک مدارهای فضایی، بخشی از دانش فضایی است که به بررسی حرکت اجرام سماوی اعم از طبیعی و مصنوعی تحت اثر مستقیم گرانش سایر همسایگان فضایی خود میپردازد. برای درک صحیح این علم باید به صدها سال قبل برگردیم، یعنی به زمانی که یافتن مدلی صحیح جهت پاسخگویی به چگونگی حرکت اجرام منظومه شمسی نسبت به هم بزرگترین هدف اندیشمندان آنروزگار بوده است. در این راه خواهیم آموخت که مباحثات فراوان بر سر یافتن مرکز عالم چگونه پای نوع بشر را به فضا باز کرد.  
در جستجوی مرکز عالم | کشف قانون کیهانی |
 مقایسه دو مدل زمینمرکزی و خورشیدمرکزی
| قرنها قبل از اینکه بشر حتی به فکر سفر به فضا بیافتد و یا آرزوی بودن در سرزمین دیگری غیر از زمین را در سر راه دهد، صحبت درباره مدارهای فضایی محدود به مدار سیارات و ستارهها به دور زمین میشده است! در طول تمام آن سالها مدلهای مختلف و متنوعی از حرکت اجرام سماوی ارائه گردید. برخی از آنها چنان در عمق جان مردم خانه کرد که تا چند هزار سال حاکم مطلق آسمان بودند و برخی دیگر تنها توسط ارائه دهنده خود به رسمیت شناخته میشدند. در ودا، کتاب مقدس هندوها که مجموعه نوشته شدهای از تعالیم مکتب هندویی در روزگاران بسیار کهن است، بارها قید شده که زمین به دور خورشید میچرخد و خورشید مرکز عالم است. از گفتههای حکیم بزرگ هندو، یاجناوالکیا که حدود قرن هشتم و نهم قبل از میلاد میزیسته است، کاملاً آشکار است که وی معتقد بوده زمین به شکل کره است و خورشید مرکز کره سماوی (جهان) است. |
در ودا میتوان نکات آموزندهای از میزان دانش هندوان باستان نسبت به فضا به دست آورد. برای مثال در نوشتههای یک برهمن هندو، فاصله زمین تا خورشید با دقت شگفتآوری اندازه گرفته شده است.
ارسطو، فیلسوف شهیر یونانی در حدود 350 قبل از میلاد مسیح، مدلی از جهان ارائه داد که برای حدود 2000 سال مبنای نگاه بیشتر جامعه علمی دنیا به محیط اطراف خود بود. ارسطو معتقد بود که خورشید، سیارات و تمامی ستارهها در مداری کاملاً دایره شکل به دور زمین که در مدل او ثابت و فاقد حرکت فرض شده بود، میچرخند. او در فصل 13 از کتاب دوم مجموعه "در آسمانها" عقیده دانشمندان یونانی قبل از خود را درباره آسمان چنین بیان میکند: "آنگونه که میگویند در مرکز عالم آتشی بزرگ افروخته شده است و زمین یکی از ستارههاست که بر دور آتش میچرخد و به واسطه آن روز و شب پدید میآید." ارسطو این نظریه را رد کرد و زمین را مرکز عالم فرض نمود.
در طی قرنها، نفوذ عقیده ارسطویی در اذهان مردم به قدری قوی و استوار شده بود که کلیسای کاتولیک پس از رسیدن به قدرت این تئوری را به عنوان مبنای دیدگاه خود نسبت به جهان هستی پذیرفت و با قدرت و نفوذ معنوی خود جایگاه آن را محکمتر کرد. نتیجه مستقیم چنین اعمال نفوذی از سمت کلیسای کاتولیک این بود که گالیله هنگامیکه پس از 1950 سال عقیده خود را که مخالف مدل ارسطویی بود، اعلام نمود، دستگیر و تهدید به اعدام شد.
آریابهاتا ریاضیدان و منجم بزرگ هندی در اوایل قرن ششم میلادی در کتاب خود که آریابهاتیا نامیده میشود، به تبعیت از اسلاف هندی خود، مدل خورشیدمرکزی را ارائه نمود و تأکید کرد که زمین علاوه بر چرخش به دور خورشید، به دور خود نیز میچرخد. همچنین طبق اسناد به دست آمده تا امروز، آریبهاتا اولین کسی است که به بازتاب نور خورشید از سطح ماه و سایر سیارات منظومه شمسی اشاره کرده و دلیل روشن بودن آنها را این موضوع اعلام نموده است. همچنین در کمال تعجب مشاهده میکنیم که وی اولین کسی بوده که به بیضی بودن مدار سیارات به دور خورشید اشاره مینماید. دانشمند دیگری از هندوستان به نام بهاسکارا که در سالهای 1114 تا 1185 میلادی میزیسته است در رساله خود به نام "سیددهانتا شیرومانی" مدل مدارهای بیضی شکل آریبهاتا را بسط داده و به نقش گرانش در ایجاد چنین نظمی اشاره کرده است. بهاسکارا همچنین اشاره کرده که سرعت حرکت سیارات در گردش به دور خورشید همیشه یکسان نیست. دانشمندان مسلمان "سیددهانتا شیرومانی" را چند سالی پس از نگارش توسط بهاسکارا به عربی ترجمه کردند و نسخه لاتین آن نیز از قرن سیزدهم در اختیار اندیشمندان جهان غرب قرار داشت. بعید به نظر نمی رسد که دانشمندانی مانند کپرنیک یا کپلر با الهام گرفتن از چنین اثری تئوریهای خود را مطرح کرده باشند. |  مجسمه ای از آریابهاتا در محوطه مرکز ستاره شناسی دانشگاه هند
|
تفکر دانشمندان مسلمان ستارهشناس که عمدتاً ایرانی بودهاند نیز بر عقیده خورشید مرکزی استوار بوده است. البته تأثیر فراوان فلسفه ارسطویی بر دانش و فرهنگ مسلمانان بسیار زیاد بود به گونهای که در اغلب نوشتههای به دست آمده از آن زمان میتوان به ملغمهای از تفکر هندی-یونانی رسید که بر قلب و ذهن اندیشمندان مسلمان سایه انداخته بود. ابوریحان بیرونی که در قرن دوازدهم میلادی میزیسته است در کتاب التفهیم خود به خورشیدمرکزی عالم اشاره کرده است. او زمین را به شکل کره میدانسته و محاسبات جغرافیایی بسیار دقیقی دارد. بیرونی مسیر ظاهری خورشید در آسمان، گردش محوری زمین و جهات شمال و جنوب را دقیقاً محاسبه و تعریف کرده است. خورشید گرفتگی هشتم آوریل 1019 میلادی را پیشبینی و آن را در کوههای لغمان (افغانستان کنونی) رصد و بررسی کرد. او همچنین زمان دقیق ماه گرفتگی پاییز همان سال را محاسبه و در غزنه به رصد آن پرداخت.
بیرونی در کتاب "بررسی همه جانبه روشهای ساخت اسطرلاب" از اسطرلابی موسوم به زورقی یاد میکند که ابوسعید سجزی آن را ساخته بود و برخی اندیشمندان را گمان بر آن است که سجزی به حرکت وضعی و انتقالی زمین و نظریه خورشید مرکزی معتقد بوده است. ابوسعید احمد بن عبدالجلیل سجزی، ستارهشناس و ریاضیدان بزرگ و مشهور قرن نهم و دهم میلادی و از اهالی سیستان بوده است. ابوسعید سجزی از دانشمندانی است که زیج مأمونی را بنیاد کرد و همچنین برای مأمون خلیفه عباسی، رصدخانهای احداث نمود. وی محیط کره زمین را محاسبه نمود به طوری که تفاوت آن با محاسبات کنونی فقط چند متر اختلاف دارد. ابوریحان بیرونی دربارهٔ این اسطرلاب میگوید: از ابوسعید سجزی، اسطرلابی از نو واحد بسط دیدم که شمالی و جنوبی مرکب نبود و آن را اسطرلاب زورقی نامند و او را به جهت آن تحسین نمودم.

بخشی از نوشته های بیرونی در توصیف ماه گرفتگی
خواجه نصیرالدین طوسی در قرن سیزدهم میلادی جدول بینظیری از مکان و زمان رویت اجرام سماوی به رشته تحریر درآورده که به زیج ایلخانی مشهور است. آنچه از نوشتههای او به دست میآید نشان میدهد که مدل زمینمرکزی پیشرفتهای را قبول داشته که قادر به توجیح تمامی حرکات سیارات و خورشید بوده است.
آگاهی ایرانیان از گردش زمین بر گرد خورشید میدانیم كه اثبات گردش زمین بدور خورشید كه ناقض نظریه «زمینمركزی» پیشینیان بوده، به یوهانس كپلر (سده هفدهم میلادی) منسوب است. اما پیش از او گالیله و كوپرنیك (هر دو در سده شانزدهم) به فرضیه خورشیدمركزی اعتقاد داشته، اما موفق به اثبات آن نمیشوند. در نتیجه افتخار اثبات ریاضی این پدیده از آنِ كپلر است. كوپرنیك در كتاب «درباره گردش افلاك آسمانی» صادقانه بیان میكند كه تحت تأثیر افكار «ابن شاطر» قرار داشته است. منابع موجود ایرانی نشاندهنده این است كه هر چند ایرانیان موفق به اثبات حركت زمین نشده بودند (و یا دستكم منابعی در این زمینه در اختیار ما نیست)؛ اما گروهی از دانشمندان ایرانی بر چنین نظریهای اعتقاد داشتهاند كه در واقع خورشید ثابت بوده و زمین بر گرد آن در چرخش است. یكی از شواهد مكتوب، كتاب «اعلاقالنفیسه» نوشته ابنرسته اصفهانی (قرن سوم هجری/ نهم میلادی) است كه تنها یك جلد از هفت جلد آن باقی مانده است. این كتاب با ترجمه دكتر حسین قرهچانلو توسط انتشارات امیركبیر، و همچنین توسط كراچوفسكی و دیگران به زبانهای دیگر منتشر شده است.
ابنرسته، هفتصد سال پیش از كوپرنیك مجموعهای از نظریههای دانشمندان ایرانی را گرد آورده است كه برخی از آنان قائل بر یك یا دو حركت وضعی و انتقالی زمین بودهاند. «زمین در هر شبانهروز، یكبار بر دو قطب خود میگردد كه از مشرق آغاز و ظرف بیست و چهار ساعت با گذشتن از آنسوی زمین به همانجا میرسد» (ص 17). «گردشی كه از ستارگان به نظر میرسد، در واقع حركت زمین است، نه فلك خورشید» (ص 33). ابوریحان بیرونی نیز در كتاب «قانون مسعودی» به معرفی دانشمندی به نام عبدالجلیل سجزی (سیستانی) میپردازد كه به نظریه گردش زمین به دور خورشید اعتقاد دارد و بر همین پایه استرلابی معروف به «زورقی» (شناور/ گردان) ساخته است. بیرونی شرح میدهد كه «رد نظریه سجزی كار سادهای نیست». قانون مسعودی، متن عربی، بكوشش عبدالكریم الجندی، بیروت، 2002 میلادی، جلد دوم، فصل ششم، ص 142. موجب تأسف است كه این كتاب مهم بیرونی هیچگاه در ایران ترجمه و نشر نشده است.
بیرونی همچنین ششصد سال پیش از كپلر به صراحت مدار حركت سیارگان را نه دایره كامل، بلكه «بیضوی» دانسته است (همان، ص 148). هر چند بیرونی به اثبات ریاضی این ادعا نمیپردازد؛ اما وجود چنین باوری میتواند جالب توجه باشد.
اما صدها سال پیش از بیرونی، سجزی و ابن رسته، یعنی در دوره ساسانی، گروهی از سیستانیان پیرو آیین میترا (احتمالاً به دلیل سختگیریهای موبدان ساسانی) به سرزمینهای پیرامون رود سند (هند آنروز و پاكستان امروز) مهاجرت میكنند كه در بین آنان ستارهشناسی بنام «ورازمهر» (در هندی «وراه میهر) بوده است. Sitaram دانشمند هندی نقل كرده است كه این گروه را در هند با نام «شكادیپی» (منسوب به سكا/ سیستان) میشناختهاند و كتاب نجومی معروف «سیدهانتا» كه عموماً اثر هندیان شناخته میشود در اصل نوشته ورازمهر سیستانی بوده است. ورازمهر در این كتاب شواهد و دلایلی عرضه میدارد كه بموجب آنها نتیجه میگیرد «زمین متحرك و آسمان ثابت است». نظریه ورازمهر در همان هنگام مورد نقد و بررسیهای علمی واقع شده و نمونهای از آن مباحثات او و «براهماگوپتا» است. برای آگاهی بیشتر نگاه كنید به les Penseurs de Islam نوشته Baron carra de vaux؛ تاریخ علم در ایران، دكتر مهدی فرشاد، انتشارات امیركبیر، جلد اول، 1365؛ سهم ارزشمند ایران در فرهنگ جهان، عبالحمید نیر نوری، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، جلد دوم، 1377؛ و مقاله Iranian Influence on Indian Culture نوشته K. N. Sitaram در نشریه انستیتو كاما (Cama Institute Journal).
در پایان به این نكته نیز باید اشاره كرد كه كتاب اعلاقالنفیسه ابنرسته اصفهانی از بسیاری جهات دیگر نیز ارزشمند است. او نقل میكند كه نخستین كسی كه «عربی» نوشت؛ آن خط را از مردمان شهر «انبار» كه در «دل ایرانشهر» واقع بود؛ فرا گرفته بود. او محدوده خلیج فارس را نه تنها خلیج فعلی، بلكه همراه با دریای عمان میداند: «اول خلیج فارس در مصب دجله و آخر آن، مكران است در اول هند». او همچنین روایتهایی به نقل از دانشمندان زمان خود در اندازه جرم، قطر و فاصله خورشید، ماه و سیارگان از زمین را میآورد كه برخی از آنها با دانش امروزی برابری میكند. . منبع : آگاهی ایرانیان از گردش زمین بر گرد خورشید . |
در جستجوی مرکز عالم | کشف قانون کیهانی
. شهرام يزدانپناه، پژوهشگر علوم و فناوری فضايی .